تبليغاتX
بن بست

بن بست

در "بن بست" هم راه "سپهر" آبی خدا باز است.فقط باید بال پرواز داشت...

لیست پافشاری

پایگاه رسمی جبهه پافشاری اتمام زمان نظرسنجی را اعلام کرد.با توجه به فضای سالم نظرسنجی و جامعه آماری بالای این نظرسنجی جبهه پافشاری اصولگرایان پیروزی قاطع خود را اعلام می دارد.

سخنگوی جبهه پافشاری:شورای مرکزی جبهه به منظور حفظ وحدت اصولگرایان و همچنین ایجاد زمینه مشارکت گسترده و رقابت مطلوب و باتوجه به درخواست های مکرر قشرهای مختلف مردمی(بازاریان-دانشجویان و ...) فقط در تهران لیست خود را اعلام می کند. لیست لین جبهه بدین شرح است:

۱-غلامعلی حداد عادل

۲-مرتضی آقا تهرانی

۳-محمد حسن ابوترابی فرد

۴-علیرضا زاکانی

۵-مهرداد بذرپاش

۶-علی اصغر زارعی

۷-سید محمود نبویان

۸-ناصر سقای بی ریا

۹-اسماعیل کوثری

۱۰-حسین فدایی

۱۱-سید مسعود میرکاظمی

۱۲-محمد سلیمانی

۱۳-علیرضا مرندی

۱۴-زهره الهیان

۱۵-زهره طبیب زاده

۱۶-الهام امین زاده

۱۷-حسین نجابت

۱۸-حسن حمیدزاده

۱۹-پرویز سروری

۲۰-مجتبی رحماندوست

۲۱-زهره لاجوردی

۲۲-حسین مظفر

23-سید مهدی هاشمی

24- محمود فرشیدی

25-محمد نبی حبیبی

26-غلامرضا مصباحی مقدم

27-لاله افتخاری

28-

29-

30-

با توجه به اینکه خداوند متعال به انسان قدرت اختیار عطا فرموده و از آنجا که باید ماهیگیری را آموخت این جبهه انتخاب گزینه های زیر را با هر ترتیبی به عهده ملت بصیر و انقلابی ایران اسلامی می گذارد.

احمد توکلی- بیژن نوباوه - الیاس نادران - حسین شیخ الاسلام-

لازم به ذکر است جشن پیروزی جبهه پافشاری مورخ91/11/22 در خیابان آزادی برگزار می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 13:37  توسط سپهر  | 

کل چیزی که از تو جامانده...

خسته ام از سکوت چشمانت

شده ام یک ملول درمانده

از تمام وجود عاشق من

استخوان پاره ای فقط مانده

همه جا بوی عطر تو جاریست

وای از این بوی عطر وامانده

که مرا می کشد به خاطره ها

کل چیزی که از تو جامانده

پر از احساس می شوم آنگاه

حس یک قلب بی خبر مانده

جمع اضداد می شود حسم

مثل احساس یک پدر خوانده

زخم بستر گرفته چشمانم

بسکه ثابت به گیسویت مانده

چو به زلفت نظاره افکندم

از بهشت دلت شدم رانده...

 

مهرماه ۱۳۹۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1390ساعت 19:5  توسط سپهر  | 

پدیده ای به نام فیلم سیاسی!

  قبل از 1.لطفا از متن زیر انتظار یک نقد سینمایی، به معنای واقعی کلمه را نداشته باشید.

1.چند سال پیش وقتی فیلم "نان عشق موتور هزار" را می دیدم،برای اولین بار فکرم درگیر مفهومی به اسم فیلم سیاسی شد. داستان "نان عشق..." را دقیقا یادم نیست ولی چیزی که یادم می آید عبارت است از دو بسیجی موتوری فیلم، که به نوعی نماد تحجر و حماقت در فیلم بودند، و دیالوگهای کاملا سبک و سطحی سیاسی فیلم، که دائما نام خاتمی را بلغور می کردند، و صحنه ی پایانی فیلم که دو بسیجی زمین خورده برای نجات راهی نیافتند جز دست دراز کردن به سمت یک منجی، به نام سید محمد خاتمی... یک سیاسی بازی سبک و نچسب؛ مثل بچگی کردن های یک کودک که به هر شیوه ی سطحی و سخیفی قصد چزاندن طرف مقابلش را دارد. فقط همین. وگرنه به قول فراستی، لااقل این صحنه های فیلم کاملا مقوا بود...

2.چند سال بعد - یعنی امسال - وقتی فیلم "پایان نامه| را می دیدم، تفکرات چند سال قبلم قوت گرفت. چرا که پایان نامه فقط یک سر و صدای زیاد بود، برای فروش بیشتر. وگرنه نه تحلیل درستی از وقایع بعد از انتخابات میداد، نه یک فیلم سیاسی به شمار می آمد، و نه از دیالوگهای سیاست مدارانه ای بهره می برد. در حقیقت پایان نامه را می توان یکی از اکشن ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران قلمداد کرد نه یکی از سیاسی ترین ها. تحلیل فیلم غلط است؛ چون هیچ کس و هیچ چیزی بر اساس واقعیت دراماتیزه نشده است مگر ذکر یاد و خاطره ی آقازاده ی لندن نشین. تحلیل اخراجیها3، تحلیل بسیار قوی تری نسبت به تحلیل پشت این فیلم به شمار می آید. دیالوگهای فیلم به شدت کودکانه نوشته شده اند. مثلا در جایی از فیلم یکی از شخصیتهای فیلم سوال می کند:"چرا اینها به سوییس هیچ کاری ندارند و در ایران آشوب به راه می اندازند؟" و دیگری به سطحی ترین شکل ممکن پاسخ می دهد"چون سوییس بانکشونه" دیالوگهای فیلم به حد غایت فکر نشده و سطحی و رو هستند. داستان فیلم هم -به قول یکی از رفقا- به راحتی می تواند با داستان تعقیب و گریز یک سری قاچاقچی مواد مخدر به دنبال این 4 شاهد، تعویض شود، و هیچ چیز فیلم لطمه نبیند.

پایان نامه هم داغ دیدن یک فیلم سیاسی را به دل آدم می گذارد.

3.منظورم از فیلم سیاسی فیلمهای اجتماعی - سیاسی مثل سنتوری و امثالهم نیست. منظورم از فیلم سیاسی در این  متن فیلمی است که حوادث سیاسی کشور را روایت کند.

4.کسانی که سریال 24 را دیده اند خیلی خوب حرفم را می فهمند و تصدیق می کنند. نمی شود به این فیلمها نام فیلم سیاسی را اطلاق کرد. چون از هوش بی بهره اند. به زعم نگارنده یکی از خصوصیات مهم فیلم سیاسی بهره مندی از سناریو و داستان و دیالوگهای سیاستمدارانه است. فیلمسازی که از سیاست چیزی نفهمد،هر کسی هم که باشد در ساخت فیلم سیاسی موفق نخواهد بود. این را می توان از لحظه لحظه ی سریال 24 فهمید. سریالی که در زمان پخشش بسیاری از سیاستمداران امریکا را جذب تماشا و پیگیری اش کرده بود. سریالی که بزرگترین ضربه های ممکن را به استادانه ترین شکل به اسلام و ایران میزد. چند مثال برای اثبات حرفم؛ فیلم در چند فصل از 8 فصلش به سراغ خائنین داخلی امریکا می رود. ابایی ندارد از بیان اینکه در کلان ترین سطوح کشور افراد خائنی وجود دارند که بر خلاف نظر سیستمهای امنیتی امریکا در تلاش اند برای جنگ ستیزی، در تلاش اند تا حتی با تبانی با تروریستها بمب اتم و بمبهای زیستی در امریکا منفجر کنند، که در بعضی قسمتهای فیلم موفق هم می شوند، اما در نهایت تمام این خیانتها یک نتیجه را به خورد مخاطب می دهند و آن، اینکه حتی همین خائنین هم بخاطر علاقه به کشورشان این کار را می کنند. برای این بمب را در امریکا منفجر می کنند که بتوانند به خاور میانه لشکر بکشند و نفتشان را کنترل کنند. از گفتن این تحلیل -که تحلیل ما پس از 11سپتامبر بود- هیچ ابایی ندارند؛ و در آخر این نتیجه را می گیرند که دستگاه امنیتی و ضد تروریستی امریکا اجازه ی این کار را حتی به رییس جمهور امریکا نمی دهد. در لابه لای فصلهای فیلم وقتی رد تروریستها به بالاترین رده های آنها می رسد، رهبر تروریستهای کل فیلم تصادفا نامش "سید علی" انتخاب می شود. و وقتی او را دستگیر می کنند، اتفاقا او را یکی از ضعیف ترین چهره های ممکن فیلم معرفی می کنند. یعنی تو درگیر درام می شوی، دو فصل عاشق جک باور، نقش اول فیلم میشوی، و بعد به اندازه ی 6 فصل  به تو القا می کنند، هر آنچه باید القا کنند را. یکی از نتایج مهمی که تو در پایان فیلم می گیری این است که درست است امریکا زیاد به جنگ می پردازد، زیاد خشونت بخرج می دهد و پلیس با خشونت زیادی رفتار می کند، اما این فقط برای محافظت از شهروندانش است. این امریکاست که مضطرب و نگران و مستاصل مردمش است و فقط برای مقابله با جنگ و خونریزی رفتار می کند. این رییس جمهور امریکاست که در تمام معادلاتش ،حتی زمانی که قرار است به کشوری که بمبی را در امریکا منفجر کرده حمله کند، این دغدغه را دارد که نباید مردم بی گناه آن کشور کشته شوند. یعنی بر خلاف آنچه تو در واقعیت می بینی! این یعنی یک فیلم سیاسی! نه تراوشات مغز خسته ی نویسنده ی نان عشق موتور هزار و نه قلم ضعیف نویسنده ی پایان نامه...

5.در جشنواره ی امسال یکی دیگر از فیلمهای سیاسی موجود، فیلم ابراهیم حاتمی کیا بود،فیلم گزارش یک جشن. در پایان این فیلم احساس رضایت و خوشحالی می کردم؛ نه به این خاطر که ابراهیم حاتمی کیا را این بار چپ کرده می دیدم، و نه به خاطر صدای دستهای تماشاگران در تایید فیلم حاتمی کیا. رضایتم از این جهت بود که بالاخره یک کارگردان باهوش -البته توجه شود که باهوش به معنی بابصیرت نیست قطعا- وارد حوزه ی فیلم سیاسی شد و این فیلم اگرچه براساس تحلیلی اشتباه  از نظر من، ساخته شده است، اما راه را می گشاید، راه را نشان می دهد، باشد که نویسندگانی امثال نویسنده ی پایان نامه، را کمی به تلاش وادارد برای ساختن یک فیلم سیاسی؛به معنای واقعی کلمه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت 2:30  توسط سپهر  | 

مستند "ظهور نزدیک است2" ساخته شد! اینجا چراغی روشن است

    چند صباحی می گذرد از روزهایی که بحث داغ جامعه ی دینی ما ساخت مستندی با نام "ظهور بسیار نزدیک است" شده بود.مستندی که به سرعت با مخالفت علما و مراجع روبرو شد و سریعتر از آن مورد رضایت و حمایت جریان انحرافی قرار گرفت و تکثیر شد و در سراسر کشور توزیع شد تا این بحث از یک مستند دینی و مهدوی فراتر رود و تبدیل به یک مستند سیاسی شود. در داخل و خارج از کشور مورد سوء استفاده سیاسی قرار گیرد و از مسیر اصلی و نیت اصلی مورد نظر سازندگان آن خارج شود. سازندگانی که خیرخواهانه و البته با نادیده گرفتن جنبه های مختلف و آسیبهای گوناگون چنین مستندی، وارد چنین حوزه ی خطرناک و جریان سازی شده بودند. و همین بی توجهی به آسیبهای احتمالی، باعث موضع گیری های فراوان، منتسب شدن به جریان های سیاسی، سوء استفاده دشمن و حتی دستگیری عوامل آن مستند گردید.

    جدای از تمام بحثهای پیرامون این مستند، شبهات ایجاد شده توسط این مستند در صورت بی پاسخ ماندن می تواند آسیبهای فراوانی را در عقاید و اندیشه های جامعه ما برجای گذارد. این موضوع و نیز نیاز بی پاسخ مانده ی جامعه در باب تولیدات رسانه ای در باب مهدویت باعث شد که با مدد حضرت صاحب پروژه ی تولید مستند "ظهور نزدیک است 2" از حدود یک ماه پیش کلید بخورد، تا در حد توان قدمی برای پاسخ گویی به نیاز جامعه بردارد. نیازی که بعید می دانم برنامه هایی نظیر "بسوی ظهور" که از یک دکور مرده، ساخت مرده، مجری های مرده، ادبیات مرده و ... تشکیل شده است، دیگر قدرت پاسخ گویی به آنرا داشته باشد.

   قسمت اول ظهور نزدیک است2 با موضوع "شبهات مهدوی و آسیبهای مصداق سازی" هم اکنون آماده شده و دانلود آن از خبرگزاری دانشجو به آدرس snn.ir میسر است. نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما یاری رسان گروه صوت و تصویر خبرگزاری دانشجو در تولید قسمتهای بعدی این مستند است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 خرداد1390ساعت 23:26  توسط سپهر  | 

مرا به دیگران چه کار؟برای من ظهور کن!

 

بیا ز جاده ی دلم عزیز من عبور کن

مرا به دیگران چه کار؟ برای من ظهور  کن!

نزول آیه آیه ات برای من غنیمتی است

ولی بیا و رحم بر غم دل صبور کن

پر از نسیم کن مرا، نسیم جای پای خود

بیا و سینه را پر از ترانه ی حضور کن

به اعتقادمان قسم، تو در وجودمان پری

ولی بیا و مرحمت به دیده ی نمور کن

به غمزه ای مرا بکش، شبیه خیل کشتگان

ولی دمی عنایتی به اهل این قبور کن

والسلام

                                  سروده شده در 2 اردیبهشت 90

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اردیبهشت1390ساعت 21:30  توسط سپهر  |